ترنم باران

بهترین فرزند همانی است که در آغوش شماست
توانایی بچه دار شدن به معنای توانایی پدر ومادر شدن نیست
من دارم مادر میشم علت غیبته این چند روزم همینه
مادر فرزندی که از خون خودم نیست
مادر فرزندی که پدر ومادرش رو از دست داده
که این رو فقط شما دوستان مجازی خوبم وچند تا از دوستان نزدیکم میدونند
یکدختر یک ماهه
میخوام بشم بهترین مادر دنیا سرم خیلی شلوغه
مشغول خرید و.......................
با کارم چکار کنم که مرخصی نداره
برام از خدا بخواهید که فرزندم سالم باشه وبرام برکت و خوشبختی به ارمغان بیاره
سعی می کنم به اینجا سر بزنم پس دوست دارم حضور شما رو در کلبه خودم احساس کنم
دوستان من بغضی که ناشی از شادیست یا اضطراب نمیدانم گلویم را فشار میدهد
اشکی که تمام لحظات این دو روز امانم نمیدهد
وپاسخ دادن به سوالاتی که به ستوه آمده ام از جواب دادنشان
وخستگی رفت و آمد و نبودن فرزندم در کنارم
همه و همه تمام وجودم را به لرزه در آورده چند روزیست که خواب به چشمانم نیامده
برایم دعا کنید عزیزانم
شاد شاد شاد شاد باشید این یه دستوره ![]()
![]()
![]()
![]()
زندگی آرام است، مثل آرامش یک خواب بلند.
زندگی شیرین است، مثل شیرینی یک روز قشنگ.
زندگی رویایی است، مثل رویای ِیکی کودک ناز.
زندگی زیبایی است، مثل زیبایی یک غنچه ی باز.
زندگی تک تک این ساعتهاست، زندگی چرخش این عقربه هاست، زندگی راز دل مادر من.
زندگی پینه ی دست پدر است، زندگی مثل زمان در گذر........................
زندگی زیباست چشمی باز کن ....گردشی در کوچه باغ راز کن.....

خطای دید....این شکل از سمت راست شامل چند تا مستطیل هست؟ حالا از سمت چپ بشمارید ...
پ1...یه توفیق اجباری برای یه خونه تکونی اجباری
آقای همسر گفت فرش رو دوباره بدیم قالیشوئی من هم خساستم گل کرد وگقتم نه فرشمون رو یک ماه نیست دادیم قالیشوئی
خلاصه تا 12 شب تو اون شب سرد تو همون پذیرایی افتادیم به جون فرش تو اون آپارتمان فسقلی
صبح که پاشدیم دیدم فرشمون خراب شد یعنی رنگش برشته دوباره دادیمش قالیشوئی و الان تو اوضاه درهم برهم خونه راه میرم این هم از فواید خسیس بودن
پ 2 ..دیروز بچه ها رو بردیم اردو تازه فهمیدم بچه ها گستاخ شدند با کمال............. به من گفتند پولمون رو پس بدید فیلم سینما خوب نبود قرار شد با خانواده ها صحبت کنم دیگه ایندفعه خونم
به جوش اومد . چرا بچه ها اینقدر گستاخ شدند .
اینروزها میترسم از روزی که باید جوابگو باشم این دنیا که گذشت با اون دنیا چه کنم
اینروزها بیشتر از همیشه پدر ومادرم رو دوست دارم
شاد وپیروز باشید این یه دستوره ![]()
![]()
تا بال پرواز تو پایین است ای گنجشک
هر جا که باشی درد عنقا را نمی فهمی.......
..
قیامت خدا به مردا میگه: اونایی که زن ذلیل بودن سمت چپ بقیه سمت راست.
همه میرن سمت چپ فقط یکی نمیره. خدا بهش میگه چرا تو نرفتی اونور؟
میگه: خانومم گفته اینجا وایسا..........
ابن لطیفه رو گفتم که رو حیه ام عوض بشه از بس که از ناراحتی نوشتم خسته شدم آخه میتونم ناراحت نباشم میتونم بی خیال باشم بهم می گویند دوستت رو رها کن به حال خودش .لی چطوری آخه هیچکس رو نداره یک ماهه ایمن مرد .وزن دارند تو خونه عذاب می کشند مرد عذاب می کشه وعذاب میده وزن تحمل می کنه حق رو به شوهرش میدم ودلم براش میسوزه با هیچ کس حرف نمیزنه خیلی تنهاند دو روز پیش به جای دوستم با مشاور صحبت کردم گفته خوده آقا باید بیاد صحبت کنه وتخلیه بشه
چرا آقایون قبول نمی کنند که باید یه دوست صمیمی داشته باشتند که باهاش صحبت کنند حداقل با یک مشاور آقایون اصلا مشاور رو قبول ندارند
امشب دوستم پیام داد شوهرم داره با خودش حرف میزنه سرش رو به دیوار میکوبه وراه میره وداد وفریاد می کنه چکار کنم کلی راهکار بهش دادم با پیامک ولی متاسفانه به هیچک از اعضای خنواده نگفتند وبا هیچ کس رفت آمد ندارند دوستم تو این یک ماه زیباییش رو از دست داده پیر شده
چرا باید اون نامرد الان خوش باشه وبا همسر جدیدش خوش بگذرونه ودوست من ..................
بگذریم ناراحتتون کردم ولی چاره ای ندارم خودم هم خسته شدم تازه دوستم گفته روزهای کاریت رو با من تنظیم کن باید با من باشی ومنو تنها نذاری چکار کنم ؟؟؟؟؟؟؟
دعا کنید فقط دعا
خدا یا ما را یک لحظه به حال خودمون وامگذار ![]()
![]()
خدایا...
زیر چتر مهربانیت پناهم می دهی؟
چندیست بارانیم....!
الان که دارم مینویسم اینجا داره بارون شدید میاد بارون با تگرگ
اینروزا شهرم خیلی زیبا شده همه چیز حس نو شدن داره
قناری های تو آپارتمان فسقلی ما هم آواز مستانه سر داده اند کلی ورجه وورجه می کنند
منم حس نو شدن دارم ولی اگه بشه فکر می کنم اینروزها دارم خواب میبینم
نمیخوام ناراحتتون کنم نمیخوام خاطرتون رو مکدر کنم دوست ندارم فکر کنید همش دارم ناله می کنم
ولی دلم میخواد از واقعیتها واتفاقاتی که دور وبرم میگذره اینجا بنویسم نمیدونم خوبه یا بد ولی من دوست دارم که بنویسم
دوستم که براتون ازش صحبت کرده بودم شوهرم چند را جلوی راهش گذاشته
1- طلاق بگیرند ومهریه رو ببخشه وبچه ها رو تقسیم کنند
2- متارکه کنند واز هم جدا زندگی کنند وباز هم مهریه رو ببخشه وبچه ها رو دوست من بزرگ کنه وکسی هم نفهمه ومواقعی که مهمون دارند پیش هم باشند
3- شوهرش همسر دوم بگیره همسری که دوست من باید انتخاب کنه در اینصورت هم مهریه را ببخشه
4 - با هم زندگی کنند ولی یک زندگی جهنمی درست مثل این مدت
من دوست داشتم 14 فروردین بشه ودوستم رو ببینم واون هم همین آرزو رو داشته تمام این مدت تو خونه زندانی بودند و همسر به اندازه تمام پیامک ها که بین دوستم واون ......... رد وبدل شده عذابش داده
دوست من تو این کمتر از یک ماه 10 کیلو وزن کرده
من تمام تلاشم رو کردم براش نوبت مشاور گرفتم مشاور راهکارهایی نشونش داد ولی امروز که باهاش صحبت کردم مثل اینکه همسرش کوتاه نیومده بیشتر به همسر دوم راضیه
به نظر شما باید چکار کنه ؟؟؟؟؟![]()
یه اتفاق دیگه هم خاطرم رو آزار میده یکی از نزدیکانم که باعشق ازدواج کرده با همسرش اختلاف داره پسر 8 ساله شون دیگه راضی نیست باهاشون زندگی کنه گفته من نمیتونم با شما که دائم دعوا واختلاف دارید زندگی کنم
میگویند اگر میخواهید ازدواج موفقی داشته باشید باید با طرف مقابل سفر برید ورفت و آمد داشته باشید این دو از بچگی با هم بزرگ شدند همیشه خانواده ها با هم در سفر ویا در کنار هم بودند واین باعث شد این دو عاشق هم شوند ونتیجه این شد یک زندگی که بعد از 10 سال هنوز شکل یک زندگی نرمال را ندارد
ما که نفهمیدیم باید با عشق ازدواج کرد یا ...................
شادوپیروز باشید این یه دستوره ![]()
![]()
| Design By : Pichak |

